×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۲۶ شهریور - ۱۴۰۵  
false
false

یادداشت/حمید رضا رمضانی/سردبیر نشریه گیل رخ گیلان

 

آیا افزایش قیمت بنزین راه‌حل کاهش مصرف است؟

گیل رخ/همان‌طور که دولت بارها اعلام کرده است، یکی از اهداف اصلی طرح افزایش قیمت بنزین، کنترل و کاهش میزان مصرف است. با توجه به محدودیت ظرفیت تولید بنزین در کشور و ضرورت واردات بخشی از نیاز مصرفی، افزایش مصرف علاوه بر ایجاد فشار بر منابع ارزی، در شرایط تحریمی هزینه‌های مضاعفی را نیز به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند. از این منظر، دولت تلاش می‌کند با افزایش قیمت بنزین، مصرف‌کننده نهایی را به کاهش مصرف ترغیب کند.

اما پرسش اساسی این است که آیا افزایش قیمت بنزین واقعاً می‌تواند به کاهش پایدار مصرف منجر شود؟

تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که افزایش قیمت حامل‌های انرژی الزاماً به کاهش پایدار مصرف منجر نمی‌شود. ممکن است پس از اجرای افزایش قیمت، در کوتاه‌مدت مقداری از مصرف کاهش یابد، اما با گذشت زمان و تطبیق خانوارها با سطح جدید قیمت‌ها، رفتار مصرفی به تدریج به الگوی قبلی بازمی‌گردد. به عبارت دیگر، بخشی از اثر قیمتی در کوتاه‌مدت ظاهر می‌شود، اما در بلندمدت، به دلیل عادت‌های مصرفی، محدودیت گزینه‌های جایگزین و ساختار نامناسب حمل‌ونقل، اثر آن کاهش پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، ممکن است نتیجه اصلی افزایش قیمت، نه کاهش پایدار مصرف، بلکه افزایش انتظارات تورمی و شکل‌گیری موج تورمی ناشی از افزایش هزینه حمل‌ونقل و قیمت کالاها و خدمات باشد.

تجربه سیگار؛ یک قیاس قابل تأمل

نمونه مشابهی را می‌توان در سیاست‌های افزایش قیمت سیگار مشاهده کرد. در این سیاست نیز فرض بر این است که با افزایش قیمت، مصرف کاهش خواهد یافت. اما رفتار مصرف‌کننده همیشه بر اساس یک رابطه ساده میان قیمت و مقدار مصرف شکل نمی‌گیرد.

برای یک فرد سیگاری، سیگار ممکن است در سبد هزینه خانوار به یک «اولویت مصرفی» تبدیل شده باشد. بنابراین افزایش قیمت لزوماً به همان نسبت موجب کاهش تعداد سیگارهای مصرفی نمی‌شود و فرد ممکن است برای حفظ میزان مصرف خود، از سایر اقلام هزینه‌ای بکاهد.

البته این مثال را نمی‌توان دقیقاً با بنزین یکسان دانست؛ زیرا بنزین برخلاف سیگار یک نهاده ضروری برای بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی و روزمره است. با این حال، هر دو مثال یک نکته مهم را نشان می‌دهند: کشش قیمتی تقاضا برای هر کالا به ساختار مصرف، ضرورت کالا و وجود یا نبود جانشین بستگی دارد.

مسئله اصلی در ایران، قیمت بنزین نیست؛ ساختار مصرف است

اگر هدف واقعی سیاست‌گذار کاهش مصرف بنزین است، باید به ریشه مسئله توجه کرد.

بخش قابل توجهی از مصرف بالای سوخت در ایران به مصرف بالای خودروها، فرسودگی ناوگان، کیفیت پایین برخی خودروها، ترافیک، ضعف حمل‌ونقل عمومی و الگوی نامناسب جابه‌جایی بازمی‌گردد.

وقتی خودرویی برای پیمودن یک مسافت مشخص به میزان قابل توجهی بیشتر از استانداردهای متعارف سوخت مصرف می‌کند، افزایش قیمت بنزین تنها هزینه استفاده از این خودرو را بالا می‌برد؛ اما لزوماً امکان فنی و اقتصادی کاهش قابل توجه مصرف را برای مالک ایجاد نمی‌کند.

بنابراین اگر یک خانوار برای رفت‌وآمد روزانه خود به خودرو وابسته باشد و جایگزین مناسبی مانند حمل‌ونقل عمومی کارآمد در اختیار نداشته باشد، افزایش قیمت بنزین بیش از آنکه مصرف را کاهش دهد، می‌تواند هزینه زندگی خانوار را افزایش دهد.

راه‌حل اساسی: اصلاح ساختار خودرو و حمل‌ونقل

کاهش پایدار مصرف بنزین نیازمند سیاستی فراتر از افزایش قیمت است.

اصلاح استاندارد مصرف خودروها، نوسازی ناوگان فرسوده، توسعه حمل‌ونقل عمومی، کاهش وابستگی به خودروی شخصی، بهبود زیرساخت‌های شهری و ایجاد انگیزه برای استفاده از خودروهای کم‌مصرف، می‌تواند مصرف واقعی سوخت را کاهش دهد.

به بیان ساده، اگر سیاست‌گذار می‌خواهد مصرف بنزین کاهش یابد، باید کاری کند که مصرف‌کننده برای انجام همان میزان جابه‌جایی، بنزین کمتری مصرف کند؛ نه اینکه صرفاً هزینه هر لیتر بنزین را افزایش دهد.

اگر افزایش قیمت اجتناب‌ناپذیر است، هدفمند عمل کنیم

با این حال، اگر دولت افزایش قیمت بنزین را اجتناب‌ناپذیر می‌داند، می‌توان به جای اجرای یک افزایش عمومی و ناگهانی، از یک نظام قیمت‌گذاری پلکانی و هدفمند استفاده کرد تا هم انگیزه کاهش مصرف ایجاد شود و هم فشار تورمی بر اقشار مختلف یکسان نباشد.

برای مثال می‌توان:

* برای مصرف متعارف و خودروهای کم‌مصرف، سهمیه و قیمت ترجیحی در نظر گرفت؛
* مصرف مازاد بر الگوی متعارف را با نرخ بالاتر محاسبه کرد؛
* برای خودروهای بسیار لوکس، پرمصرف یا خانوارهایی که چندین خودرو در اختیار دارند، نرخ آزاد یا بالاتری اعمال کرد؛
* برای مصرف‌های بسیار بالا، به جای افزایش عمومی قیمت، سازوکار مالیاتی یا تعرفه‌ای طراحی کرد؛
* میان مصرف ضروری و مصرف غیرضروری تفاوت قائل شد.

یکی دیگر از ایده‌های قابل بررسی، تفکیک مصرف محلی از مصرف بین‌استانی است. برای مثال، می‌توان بخشی از سهمیه یارانه‌ای را به الگوی مصرف متعارف در محدوده محل سکونت اختصاص داد و مصرف فراتر از آن، به‌ویژه در سفرهای طولانی یا بین‌استانی، با نرخ متفاوت محاسبه شود.

البته اجرای چنین طرحی نیازمند زیرساخت دقیق اطلاعاتی است و باید مراقب بود که موجب تبعیض، ایجاد بازارهای غیررسمی سهمیه یا مشکلات اجرایی نشود.

جمع‌بندی

افزایش قیمت بنزین می‌تواند در شرایط خاص بخشی از رفتار مصرفی را تغییر دهد، اما به تنهایی راه‌حل پایدار مسئله مصرف سوخت نیست. وقتی ساختار خودروها، حمل‌ونقل عمومی و الگوی جابه‌جایی اصلاح نشده باشد، افزایش قیمت ممکن است بیشتر از آنکه مصرف را کاهش دهد، هزینه خانوارها و فشار تورمی را افزایش دهد.

سیاست درست، نه الزاماً «بنزین ارزان برای همه» و نه «بنزین گران برای همه» است؛ بلکه قیمت‌گذاری هدفمند همراه با اصلاح ساختار مصرف است.

اگر قرار است مصرف‌کننده بابت مصرف بیشتر هزینه بیشتری بپردازد، باید هم‌زمان امکان انتخاب کم‌هزینه‌تر نیز برای او فراهم شود. در غیر این صورت، افزایش قیمت بیش از آنکه یک سیاست اصلاحی باشد، ممکن است صرفاً انتقال هزینه ناکارآمدی موجود از دولت به مصرف‌کننده باشد.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true