×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۲۶ شهریور - ۱۴۰۵  
false
false

☑️  یادداشتی از حمید اندرزچمنی

✍️گیل رخ/ سال‌هاست وقتی از تربیت انسان حرف می‌زنیم ، معمولاً دنبال یک مقصر یا یک مسئول اصلی می‌گردیم .
اگر نوجوانی دچار آسیب شود ، خانواده را مقصر می‌دانیم ؛ اگر دانش‌آموز مهارت زندگی ندارد ، مدرسه را زیر سؤال می‌بریم ؛ و اگر جوانی پس از سال‌ها تحصیل جایگاه مناسبی در جامعه پیدا نمی‌کند ، نگاه‌ها به سمت اقتصاد ، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی می‌رود .
اما شاید مسئله این باشد که تربیت را بیش از اندازه قطعه‌قطعه کرده‌ایم .
من در نظریه‌ای که آن را « نظریه بذر » نامیده‌ام ، تلاش کرده‌ام تربیت انسان را نه یک اتفاق مقطعی و نه وظیفه یک نهاد ، بلکه فرایندی پیوسته ، زنجیره‌ای و چرخه‌ای ببینم .
فرایندی که از خانه آغاز می‌شود ، در مدرسه پرورش می‌یابد و در جامعه به ثمر می‌نشیند . به زبان ساده ، تربیت شبیه پرورش یک بذر است :
« کاشت » « داشت »  « برداشت »
بذر ، اگر سالم باشد اما در خاک نامناسب قرار بگیرد ، رشد مطلوبی نخواهد داشت .
اگر به‌موقع آب و نور نگیرد ، ممکن است ضعیف شود و اگر پس از رشد ، امکان ثمر دادن نداشته باشد ، ظرفیت آن به‌درستی آشکار نمی‌شود ، انسان نیز چنین است .
☑️ خانه ؛ نخستین زمینِ کاشت
خانه ، نخستین مدرسه انسان است ؛ اما نه به معنای مدرسه‌ای با کتاب و امتحان ،  کودک در خانه پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد ، امنیت یا ناامنی ، محبت یا بی‌توجهی ، اعتماد یا ترس ، گفت‌وگو یا سکوت را تجربه می‌کند .
در مرحله « کاشت » ، خانواده بذرهای اولیه شخصیت را در وجود انسان قرار می‌دهد : احساس ارزشمندی ، اعتمادبه‌نفس ، مسئولیت ، صداقت ، همدلی و توان ارتباط با دیگران ، این بذرها شاید دیده نشوند ، اما سال‌ها بعد در تصمیم‌ها ، رفتارها و انتخاب‌های فرد خود را نشان می‌دهند .
وقتی کودکی در محیطی رشد می‌کند که حرفش شنیده می‌شود ، خطایش فرصتی برای یادگیری است و محبت را بی‌قیدوشرط تجربه می‌کند ، زمینه‌ای محکم‌تر برای ساختن هویت او شکل می‌گیرد ، برعکس ، خانه‌ای که در آن تحقیر ، خشونت ، بی‌ثباتی یا بی‌تفاوتی حاکم است ، ممکن است بذر رشد را پیش از جوانه‌زدن آسیب بزند .
☑️  مدرسه ؛ مرحله داشت و پرورش
اما خانواده به‌تنهایی نمی‌توان ،  همه مسیر تربیت را طی کند ، کودک وارد مدرسه می‌شود ؛ جایی که باید آموخته‌های اولیه او پرورش یابد .
در نظریه بذر ، مدرسه مسئول مرحله
« داشت » است ، داشت یعنی مراقبت ، تقویت ، اصلاح و فراهم‌کردن شرایط رشد ،  مدرسه نباید فقط محل انتقال محفوظات و تولید نمره باشد . اگر آموزش تنها به آزمون و رتبه محدود شود ، بخش بزرگی از ظرفیت انسان نادیده گرفته می‌شود .
مدرسه باید به دانش‌آموز یاد بدهد چگونه فکر کند، نه فقط چه چیزی را حفظ کند. باید فرصت پرسشگری، همکاری، خلاقیت، تجربه‌کردن، خطاکردن و حل مسئله را فراهم سازد. دانش‌آموز باید در مدرسه بیاموزد که مسئولیت‌پذیر باشد، با دیگری گفت‌وگو کند، تفاوت‌ها را تحمل کند و برای آینده خود تصمیم بگیرد.
معلم در این مرحله فقط انتقال‌دهنده دانش نیست ؛ او باغبانی است که باید تفاوت بذرها را ببیند .
همه کودکان با یک سرعت، یک استعداد و یک نیاز رشد نمی‌کنند . عدالت آموزشی همیشه به معنای برخورد یکسان نیست ؛ گاهی به معنای دیدن تفاوت‌ها و فراهم‌کردن فرصت متناسب برای هر فرد است .

☑️  جامعه ؛ زمان برداشت

مرحله سوم ، « برداشت » در جامعه رخ می‌دهد .
جامعه جایی است که انسان باید بتواند آنچه در خانه و مدرسه آموخته ، به کار بگیرد .
اگر جوانی دانش و مهارت دارد اما امکان اثرگذاری ، کار شرافتمندانه ، مشارکت اجتماعی و دیده‌شدن توانایی‌هایش را پیدا نمی‌کند ، چرخه تربیت ناقص می‌ماند .
برداشت در اینجا فقط به معنای شغل یا درآمد نیست ؛ هرچند اشتغالِ متناسب ، بخشی مهم از آن است .
برداشت یعنی فرد احساس کند در جامعه جایگاهی دارد ، می‌تواند مفید باشد، صدایش شنیده می‌شود و تلاش و توانایی او ارزش دارد .
انسانی که فرصت مشارکت در جامعه را پیدا می‌کند ، مسئولیت‌پذیرتر می‌شود . او درمی‌یابد موفقیت فردی‌اش از سرنوشت ، جمع جدا نیست .
در چنین شرایطی ، فرد تربیت‌شده فقط مصرف‌کننده امکانات جامعه نیست ؛ بلکه خود به سازنده و تقویت‌کننده جامعه تبدیل می‌شود.

☑️  شکست یک حلقه ، آسیب به کل چرخه است..
نکته اصلی نظریه بذر این است که خانه ، مدرسه و جامعه جزیره‌های جداگانه نیستند ،  ضعف در هر یک از این حلقه‌ها می‌تواند بر کل مسیر اثر بگذارد .
ممکن است خانواده وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهد ، اما مدرسه فرصت رشد و شکوفایی را از کودک بگیرد . ممکن است مدرسه فردی توانمند تربیت کند ، اما جامعه راهی برای استفاده از توانایی‌های او فراهم نکند. ممکن است هم خانواده و هم مدرسه تلاش کنند ، اما تضاد ارزش‌ها و ناامیدی گسترده در جامعه ، نتیجه کار آن‌ها را کم‌رنگ کند .
از سوی دیگر ، نمی‌توان تمام مسئولیت آسیب‌های تربیتی را تنها بر دوش والدین ، معلمان یا جوانان گذاشت . تربیت ، یک مسئولیت مشترک است. هرگاه این سه نهاد با هم گفت‌وگو نکنند و هر کدام مسیر متفاوتی بروند ، فرد در میان پیام‌های متناقض گرفتار می‌شود .

☑️ انسانِ تربیت‌یافته ، آغاز یک چرخه تازه است..
نظریه بذر یک نکته مهم دیگر هم دارد : « برداشت پایان کار نیست  »
انسانی که هویت روشن ، مهارت عملی و مسئولیت اجتماعی دارد ، در آینده خود می‌تواند به کاشت بذرهای تازه کمک کند ؛ در مقام پدر یا مادر ، معلم ، مدیر ، کارآفرین ، شهروند یا حتی یک دوست ،  به همین دلیل ، تربیت فرایندی بین‌نسلی است.
محصول امروزِ خانه ، مدرسه و جامعه ، بذر فردای آن‌ها خواهد بود .
اگر می‌خواهیم جامعه‌ای سالم‌تر ، مسئول‌تر و توانمندتر داشته باشیم ، باید از نگاه‌های تک‌بعدی فاصله بگیریم .
نباید از خانواده انتظار داشته باشیم همه بار تربیت را به تنهایی بردارد ؛ همان‌طور که نباید مدرسه را صرفاً کارخانه تولید نمره و جامعه را فقط محل رقابت برای بقا بدانیم .
تربیت انسان ، کاشتنِ امید ، آگاهی و مسئولیت است ؛ داشتنی صبورانه می‌خواهد و برداشتی که ثمره آن نه‌فقط برای یک فرد ، بلکه برای همه جامعه خواهد بود .

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true