✍️یادداشت/حمید رضا رمضانی/سردبیر نشریه گیل رخ گیلان

گیل رخ/وقف، یکی از ارکان مهم اقتصادی در نظامهای اسلامی است؛ نهادی که فلسفه وجودی آن، تنها حفظ و افزایش دارایی نیست، بلکه میتواند با هدایت صحیح منابع و اموال موقوفه، در کاهش فاصله طبقاتی، حمایت از اقشار کمبرخوردار و ارتقای توان اقتصادی بخشهای ضعیف جامعه نقشآفرین باشد.
در گیلان، بنا بر اعلام مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان، بیش از ۶ هزار موقوفه شناسایی شده و در کنار آن، همچنان موقوفات شناسایینشده دیگری نیز وجود دارد. همچنین اعلام شده که درآمد سالانه این سازمان در سال گذشته به بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان رسیده و افزایش قابل توجهی را تجربه کرده است.
اما در کنار این آمارها، یک پرسش اساسی و جدی مطرح است: سهم مردم و بهویژه اقشار نیازمند جامعه گیلان از این حجم از دارایی و درآمد چیست و این منابع در کدام بخشها بهصورت محسوس و قابل لمس هزینه شدهاند؟
اگر یکی از فلسفههای اساسی وقف، کمک به جامعه و توانمندسازی اقشار ضعیف است، صرف افزایش دارایی و درآمد نمیتواند بهتنهایی نشانه موفقیت یک مجموعه تلقی شود. دارایی موقوفه زمانی به هدف واقعی خود نزدیک میشود که آثار آن در زندگی مردم دیده شود؛ در اشتغال، مسکن، معیشت، آموزش، درمان و کاهش آسیبهای اجتماعی.
از سوی دیگر، شفافیت عملکردی یکی از الزامات اعتماد عمومی است. اعلام ارقام کلی درآمد و تعداد موقوفات، بدون ارائه جزئیات دقیق درباره محل هزینهکرد منابع، میزان درآمد هر بخش، پروژههای اقتصادی، میزان کمکهای اجتماعی و نتایج حاصل از آنها، طبیعتاً میتواند زمینهساز پرسش و ابهام در افکار عمومی شود. حتی اقداماتی که در واقع انجام شدهاند، در نبود گزارش شفاف و جزئی، ممکن است آنگونه که باید دیده و ارزیابی نشوند.
در شرایطی که بخش قابل توجهی از مردم گیلان با مشکلات اقتصادی، اجارهنشینی و دغدغه تأمین مسکن مواجهاند و در عین حال، زمینها و املاک موقوفه قابل توجهی در استان وجود دارد، این پرسش مطرح میشود که آیا نمیتوان بخشی از ظرفیت اقتصادی وقف را در راستای کاهش فشار بازار مسکن و تأمین سرپناه برای اقشار کمبرخوردار به کار گرفت؟
آیا زمینهای موقوفه میتوانند با مدلهای جدید و هدفمند، در قالب ساخت مسکن برای اقشار نیازمند، مسکن اجارهای با شرایط مناسب یا پروژههای مشارکتی عامالمنفعه مورد استفاده قرار گیرند؟
همچنین بهرهبرداری از سایر املاک موقوفه نباید صرفاً با هدف افزایش درآمد برای خود مجموعه تعریف شود. درآمدزایی البته بخشی از وظایف مدیریت موقوفات است، اما درآمد باید در خدمت فلسفه وقف قرار گیرد، نه اینکه خودِ درآمدزایی به هدف نهایی تبدیل شود.
اقدامات فرهنگی اوقاف، در جای خود قابل تقدیر و ضروری است؛ اما نمیتوان از این واقعیت غافل شد که در شرایط امروز جامعه، مشکلات اقتصادی و اجتماعی به یکی از اصلیترین دغدغههای مردم تبدیل شدهاند. بنابراین انتظار میرود اولویتبندی منابع و برنامههای اوقاف نیز متناسب با نیازهای واقعی و فوری جامعه بازتعریف شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، وقف نیازمند تغییر رویکرد از «نگهداری دارایی» به «خلق منفعت اجتماعی» است.
مردم حق دارند بدانند موقوفاتی که با نیت خدمت به جامعه ایجاد شدهاند، چه میزان درآمد دارند، این درآمدها کجا هزینه میشوند، چه تعداد پروژه اقتصادی فعال است، چه میزان از منابع به نیازمندان اختصاص یافته و در نهایت، چه تغییری در زندگی مردم ایجاد شده است.
هفته وقف میتواند فرصتی برای بازنگری در همین مسیر باشد؛ فرصتی برای آنکه اوقاف گیلان، علاوه بر حفظ و توسعه موقوفات، بخشی از ظرفیت عظیم اقتصادی خود را به شکل ملموس در خدمت مسکن، اشتغال، معیشت و توانمندسازی اقشار کمبرخوردار استان قرار دهد.
زیرا وقف زمانی به رسالت واقعی خود نزدیک میشود که مردم، ثمره آن را نه فقط در آمارها، بلکه در زندگی روزمره خود احساس کنند.





























