✍️یادداشت اختصاصی گیل رخ

به گزارش اختصاصی مجله خبری تحلیلی گیل رخ، نرگس دستیار در بهمن ۱۴۰۳ با حکم وزیر آموزشوپرورش به سمت مدیرکل آموزش و پرورش گیلان منصوب شد و نخستین زن مدیرکل آموزشوپرورش گیلان پس از انقلاب لقب گرفت.
در هفتههای اخیر، فشار رسانهای علیه او افزایش یافته و موضوعاتی مانند برکناری معاونان، نحوه مدیریت املاک آموزشوپرورش و انتقادهای محمدرضا احمدیسنگری، نماینده رشت و خمام، در کانون این مناقشه قرار گرفته است.
اما به راستی ریشه این فشارها چیست؟ آیا تنها نگاهی عملکردی است یا دعوا بر سر سهم خواهی و کوتاهی دست برخی سیاسیون در انتصابات است؟
آموزشوپرورش گیلان سالهاست صرفاً یک دستگاه اداری نیست؛ این مجموعه با دهها هزار کارمند، صدها مدرسه، پستهای مدیریتی متعدد، املاک ارزشمند و ارتباط مستقیم با خانوادههای گیلانی، از نظر سیاسی و اجتماعی یک مجموعه بسیار اثرگذار است.
به همین دلیل، انتصاب مدیران شهرستانها، معاونان ادارهکل و رؤسای مناطق آموزشوپرورش میتواند برای جریانهای سیاسی محلی اهمیت زیادی داشته باشد.
جالب آنکه این مسئله موضوع تازهای نیست. سالها قبل نیز رسانههای محلی گیلان صراحتاً از نفوذ نمایندگان و جریانهای سیاسی در عزل و نصبهای آموزشوپرورش انتقاد کرده بودند.
بنابراین، دعوای امروز را نمیتوان بدون سابقه این منازعه قدیمی فهمید.
اما واقعا نرگس دستیار چه چیزی را تغییر داده است؟ چه کسانی دستشان کوتاه گردیده است؟
طبق بررسی های صورت گرفته می توان نتیجه گرفت که تغییر برخی مدیران و معاونان یکی از محورهای اصلی اختلاف بوده است.
از سوی دیگر، برخی تلاش ها برای اعمال نفوذ در انتصابات آموزشوپرورش بر کسی پنهان نیست. به نوعی که احمدی سنگر نماینده سوپر انقلابی رشت درست بعد از این انتصابات لب به انتقاد گشوده و برخی رسانه های همسو با خود را به سمت تخریب مدیرکل آموزش و پرورش سوق داده است.
_ ماجرای زمین ۴۱ هکتاری؛ نقطه مهم اختلاف
یکی از مهمترین پروندههای اخیر، موضوع هنرستان کشاورزی جنت در لاکان رشت است.
گزارشها مدعیاند بحث انتقال یا واگذاری بخشی از اراضی حدود ۴۱ هکتاری این مجموعه به دانشگاه شهید رجایی تهران مطرح شده بود. بر اساس همین گزارشها، موضوع با مخالفتهایی در وزارت آموزشوپرورش و اعتراض محمدرضا احمدیسنگری، نماینده رشت و خمام، مواجه شد.
در اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد: برخی اخبار غیررسمی ادعا دارند این طرح با توصیه یکی از نمایندگان مطرح شده و برخی دیگر بر نقش مدیریت آموزشوپرورش تأکید دارند. بنابراین برای نسبت دادن این تصمیم به یک شخص یا جریان خاص، باید اسناد رسمی واگذاری، مکاتبات وزارتخانه و صورتجلسات شورای آموزشوپرورش بررسی شود.
اما همین پرونده نشان میدهد که مسئله آموزشوپرورش گیلان فقط بر سر «عملکرد مدیرکل» نیست؛ املاک و منابع این دستگاه نیز بخشی از مناقشه قدرت هستند.
چرا بعضی نمایندگان خواهان تغییر هستند؟
با وجود مخالفت علنی محمدرضا احمدیسنگری به نظر چند نماینده دیگر بصورت کج دار و مریز مخالف بوده اما مدیرکل در بین همین نمایندگان گیلان حامیان سفت و سختی نیز دارد. هرچند نماینده ای علنی به حمایت از مدیرکل تاکنون سخن نگفته است.
_دستیار دست چه کسانی را کوتاه کرده است؟
سه دسته ذینفع را میتوان بهعنوان گروههایی که طبیعتاً از کاهش نفوذ خود در آموزشوپرورش متضرر میشوند بررسی کرد:
۱٫ شبکههای سیاسی محلی که در انتصابات اداری نقش میخواهند.
سابقه اداره کل در گذشته نشان میدهد مسئله دخالت نمایندگان در عزلونصبهای آموزشوپرورش سابقهدار است. اما اکنون که دستیار توجه چندانی به درخواست های این نمایندگان نداشته علنا به مخالفت با او برخواسته اند.
۲٫ مدیران و مدیران میانیای که با تغییر مدیریت، جایگاه خود را از دست میدهند.
تغییر دو معاون مدیرکل در دوره اخیر، خود به یکی از محورهای انتقاد رسانهای تبدیل شده است. این افراد میانی که سالها در بدنه اداره کل نفوذ کرده بودنداکنون با برکناری با یک پروپاگاندای رسانه ای بدنبال تخریب مدیرکل هستند.
۳٫ افرادی که منافع یا نفوذ آنها به املاک و منابع آموزشوپرورش گره خورده است.
پرونده هنرستان جنت نشان میدهد که داراییهای آموزشوپرورش میتواند محل اختلاف جدی میان مدیران، نمایندگان و سایر دستگاهها باشد. باید جستجو نمود که منفعت چه افرادی در گذشته به این املاک گره خورده بود که اکنون اینگونه فریاد وامصیبتا سر داده اند.
دستیار تلاش کرده آموزشوپرورش را از سهمخواهی سیاسی و شبکههای انتصابی دور کند و طبیعی است که گروههای ذینفوذ با او مقابله کنند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این مولفه ها به دست میآید، بیشتر از آنکه داستان «یک تغییر عملکردی مدیرکل » باشد، داستان کشمکش قدیمی بر سر استقلال مدیریتی آموزشوپرورش گیلان است.
در سالهای گذشته، همین رسانههای اکنون منتقد بارها از نفوذ سیاسی در انتصابات این دستگاه انتقاد کرده بودند، اما حالا که با مدیریت نرگس دستیار، این نفوذها تا حدی خنثی شده است، این گروه های رسانه ای تغییر روش داده و منتقد مدیرکل شده اند.
اگر بخواهیم منصفانه و مستند عملکرد چند مدت اخیر نرگس دستیار در مدیریت آموزشوپرورش گیلان را مورد ارزیابی قرار دهیم چند شاخص وجود دارد که میتوان آنها را بهعنوان نقاط مثبت و متمایزکننده عملکرد او مطرح کرد.
۱. ارتقای رتبه گیلان در سوادآموزی
یکی از روشنترین شاخصهای کمی که در دوره مدیریت دستیار اعلام شده، جهش چهار پلهای گیلان در رتبهبندی سوادآموزی کشور، از رتبه ۱۱ به رتبه ۷ است.
این شاخص از این جهت اهمیت دارد که برخلاف برخی شعارها، قابل اندازهگیری و قابل مقایسه با سالهای قبل است.
۲. توجه بیشتر به عدالت آموزشی و مناطق محروم
در دوره دستیار، طرحهایی برای تجهیز مدارس عشایری دنبال شده است. طبق گزارش های منتشرشده، ۲ میلیارد تومان تجهیزات آموزشی و کمکآموزشی به ۱۳ منطقه و ۱۹۱ مدرسه عشایری گیلان اختصاص یافته است. این اقدام با عنوان توسعه عدالت آموزشی انجام شده است.
اگر این روند استمرار داشته باشد، میتواند یکی از نقاط مثبت مهم مدیریتی او باشد؛ چون مسئله گیلان فقط کیفیت مدارس برخوردار رشت و چند شهر بزرگ نیست و فاصله امکانات مناطق محروم با مراکز شهری نیز اهمیت زیادی دارد.
۳. استفاده از تجربه مدیریتی داخل خود آموزشوپرورش
دستیار برخلاف مدیرانی که ممکن است عمدتاً از بیرون ساختار آموزشوپرورش وارد مدیریت کل شوند، سابقه فعالیت مستقیم در حوزههای آموزش ابتدایی و متوسطه داشته است. هنگام انتصاب او نیز این سابقه بهعنوان یکی از دلایل تناسب حرفهای او با این مسئولیت مطرح شد.
این موضوع یک مزیت بالقوه مهم است: کسی که از مسیر معاونتهای آموزشی به مدیرکلی رسیده، با مسائل مدرسه، مدیر مدرسه، معلم و مناطق آموزشوپرورش از نزدیک آشناتر است.
۴. توجه به فرآیند ارزیابی معلمان و کارکنان
در دوره مدیریت دستیار، فرآیند انتخاب معلمان نمونه با مشارکت گسترده کارکنان دنبال شده است. در یکی از گزارشها، ۱۶۰۰ معلم در مرحله منطقهای شرکت کردهاند و ۱۰۷ نفر به مرحله استانی رسیدهاند؛ همچنین مدیران، معاونان، مربیان پرورشی، مشاوران و مراقبان سلامت نیز وارد فرآیند ارزیابی شدهاند.
البته خودِ افزایش تعداد شرکتکنندگان الزاماً به معنی افزایش کیفیت مدیریت نیست، اما میتواند نشانه تلاش برای نهادینه کردن ارزیابی عملکرد و دیده شدن نیروهای آموزشی باشد.
۵. تأکید بر تصمیم کارشناسی درباره املاک و مولدسازی
در اظهارات منتشرشده از دستیار درباره مولدسازی و تجاریسازی املاک آموزشوپرورش، بر کار کارشناسی، آمایش سرزمینی، وضعیت جمعیتی و آیندهنگری تأکید شده است.
اگر این رویکرد واقعاً در تصمیمهای مربوط به املاک اجرا شده باشد، میتوان آن را یک نقطه قوت مدیریتی دانست؛ زیرا املاک آموزشوپرورش دارایی عمومی هستند و تصمیم درباره آنها نباید صرفاً تحت تأثیر فشار سیاسی، نیاز کوتاهمدت یا ملاحظات افراد قرار بگیرد.
این موضوع همچنین میتواند توضیح دهد که چرا بخشی از اختلافات پیرامون مدیریت او به نحوه تصمیمگیری درباره منابع و املاک آموزشوپرورش مربوط شده است.
۶. ورود جدیتر به موضوع آسیبهای اجتماعی دانشآموزان
دستیار بر اجرای طرح «نماد» با مشارکت ۱۴ دستگاه اجرایی تأکید کرده است؛ طرحی که هدف آن پیشگیری و مقابله با آسیبهای اجتماعی دانشآموزان است.
اهمیت این موضوع در گیلان کم نیست؛ چون آموزشوپرورش دیگر نمیتواند مسائل دانشآموز را صرفاً «آموزشی» ببیند و موضوعاتی مانند آسیبهای اجتماعی، مشاوره، سلامت روان و مسائل خانوادگی مستقیماً بر افت تحصیلی اثر میگذارند.
۷. یک تفاوت مهم: مدیرکلی از جنس بدنه آموزشی
یکی از تفاوتهای قابل توجه دستیار این است که او اولین زن مدیرکل آموزشوپرورش گیلان پس از انقلاب معرفی شده و پیش از مدیرکلی نیز در ساختار آموزشی استان مسئولیت داشته است.
این موضوع به خودی خود «دستاورد عملکردی» نیست، اما از نظر مدیریتی مهم است: حضور فردی با سابقه معاونتهای آموزشی در رأس ادارهکل میتواند به تصمیمگیری نزدیکتر به مسائل واقعی مدارس کمک کند.
اما چرا دستیار نسبت به مدیران ماضی خود امتیاز بالاتری از لحاظ شفافیت مدیریتی و عملکردی میگیرد؟
۱. معاملات و مزایدهها
در دوره فعلی، ردپای نسبتاً قابل توجهی از آگهیهای مزایده و مناقصه آموزشوپرورش گیلان در پایگاههای عمومی وجود دارد. مثلاً پایگاههای رصد معاملات، آگهیهای ادارهکل را با تاریخ، موضوع و شرایط شرکت منتشر میکنند.
۲. املاک؛ مهمترین تفاوت
در دوره دستیار، بحث املاک مازاد، مولدسازی، تغییر کاربری و نحوه استفاده از داراییهای آموزشوپرورش بیشتر وارد فضای عمومی شده است. همچنین آگهیهای مربوط به اجاره و مزایده املاک آموزشوپرورش گیلان در منابع عمومی قابل مشاهده است.
این موضوع الزاماً به معنای آن نیست که مدیریت دستیار «شفافتر املاک را اداره کرده»؛ اما به لحاظ شفافیت قابل مشاهده، اطلاعات بیشتری در دسترس قرار گرفته است.
۳. گزارشدهی عددی
در دوره دستیار، گزارشهایی با اعداد مشخص درباره وضعیت استان منتشر شده؛ مثلاً تعداد مدارس، دانشآموزان، کمبود معلم و برنامههای اجرایی. برای نمونه، در شهریور ۱۴۰۴ از ۳۶۷ هزار دانشآموز، ۳۰۰۸ مدرسه و کمبود ۱۳۶۲ معلم سخن گفته شده است.
☑️در مجموع با بررسی کمی و کیفی عملکردی مدیریت نرگس دستیار در چند مدت اخیر این نتیجه را می دهد که نقدهای وارده نه بر اساس کمبودها و عملکردهای ضعیف که براساس برآورده نشدن برخی خواسته های سیاسیون داخل استان و برخی فشارهای وارده از سوی چند رسانه است که در حال تخریب مدیرکل هستند. البته نرگس دستیار شاید خیلی زودتر باید در مقام پاسخگویی عملکردی برمی خواست و حامیان مدیریتی او هم به نظر چندان نمی خواهند کوپن های حمایتی شان را خرج این بانوی مدیرکل نمایند.
این چند موارد جهت روشنگری بیان گردید تا شاید دست زیاده خواهان کوتاه شود هر چند به نظر می رسد صاحبان قدرت اقدامات خود را جهت برکناری از مدت ها پیش شروع و به پیش برده اند.





























