×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۸ مرداد - ۱۴۰۵  
false
false

☑️  یادداشت/حمید اندرزچمنی/نویسنده  ، پژوهشگرِ حوزه یِ تربیت و توسعه یِ اجتماعی

✍️گیل رخ/…امنیت ، برخلافِ تصورِ رایج ، صرفاً یک وضعیتِ عینی و بیرونی نیست ؛ بلکه پیش از هر چیز ، یک سازه یِ ذهنی است ، که در بسترِ ادراک ، تجربه و تفسیرِ فرد از محیطِ پیرامون شکل میگیرد .
این مقاله با تکیه بر دیدگاهِ نگارنده  که مهمترین وجوهِ امنیت را « ذهنی » میداند ، تلاش میکند تا این مفهوم را از منظرِ روانشناختی و جرم شناختی واکاوی کند.
یافته ها نشان میدهد که احساسِ امنیت ، به مثابه یِ شاخصی از رفاهِ اجتماعی ، نه تنها بر کیفیتِ زندگیِ فردی اثر میگذارد ،  بلکه به عنوانِ زیربنایِ نظمِ اجتماعی و پیشگیری از جرم عمل میکند.

۱- مقدمه :
امنیت به مثابه یِ نیازِ بنیادین

از منظرِ روانشناسیِ انسانگرا ، امنیت در سلسله مراتبِ نیازهایِ مازلو ، بلافاصله پس از نیازهایِ فیزیولوژیک قرار میگیرد ،  و شرطِ لازم برایِ ظهورِ نیازهایِ عالیتر ( تعلق. ، احترام و خودشکوفایی ) است .
اما نکته یِ کلیدی آن است که این نیاز ، در جوامعِ مدرن. ، دیگر صرفاً با
« بودنِ » امنیت تأمین نمیشود ؛ بلکه با « احساسِ » امنیت گره خورده است .

به بیانِ دیگر ، امنیتِ عینی به واقعیتِ بیرونیِ فقدانِ تهدید اشاره دارد ، در حالی که امنیتِ ذهنی به ادراکِ فرد از آن واقعیت .
این تمایز ، بنیادِ تحلیلِ ما را تشکیل میدهد ،  ممکن است جامعه ای از نظرِ آماری امن باشد ، اما شهروندانش احساسِ ناامنی کنند –  و برعکس..

۲ –  ابعادِ چندلایه یِ امنیت

همانگونه که در متنِ مبنا اشاره شد ، امنیت به حوزه هایِ اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی محدود نمیشود ، بلکه در تمامِ شؤونِ حیاتِ اجتماعی رخنه کرده است .
این گستردگی ، امنیت را به یک مفهومِ میان رشته ای تبدیل میکند ،  که در
آن :

بعدِ عینی :
نبودِ تهدیدِ واقعی (جرم، جنگ ، بحرانِ اقتصادی )
بعدِ ذهنی :
ادراکِ فرد از نبودِ تهدید (احساسِ آرامش ، اعتماد ، پیش‌بینی پذیری)

از منظرِ جرم شناختی ، این دو بُعد همواره با هم منطبق نیستند . پارادوکسِ امنیت زمانی رخ میدهد که نرخِ جرم پایین است ، اما احساسِ ناامنی بالا –  پدیده ای که ریشه در عواملِ روانشناختی و رسانه ای دارد .

۳-  تحلیلِ روانشناختی :
چرا احساسِ امنیت ، ذهنی است؟

۳.۱ – ادراک و تفسیر
ذهنِ انسان ، واقعیت را بطورِ خام دریافت نمیکند ؛ بلکه آن را از صافیِ تجربه ، باور و هیجان عبور میدهد ، فردی که تجربه یِ قربانی شدن داشته ،  حتی در محیطِ امن، احساسِ ناامنی میکند .
این پدیده در ادبیاتِ روانشناسیِ بالینی با اختلالِ استرسِ پس از سانحه (PTSD) پیوند دارد .

۳.۲ – نقشِ هیجان و اضطراب
احساسِ امنیت ، بیش از آنکه محصولِ محاسبه یِ عقلانیِ ریسک باشد ، محصولِ حالتِ هیجانیِ فرد است ، اضطراب ، به مثابه یِ یک سازوکارِ دفاعی ، میتواند ادراکِ تهدید را بزرگنمایی کند و فرد را در  حالتِ آماده باشِ دائمی نگه دارد .

۳.۳-  اعتمادِ اجتماعی
از منظرِ روانشناسیِ اجتماعی ، احساسِ امنیت با سرمایه یِ اجتماعی و اعتمادِ بین فردی گره خورده است .
جامعه ای که در آن اعتماد پایین است ، حتی با نرخِ جرمِ پایین ، احساسِ ناامنی میکند ؛ زیرا پیش‌بینی پذیریِ رفتارِ دیگران از بین میرود .

۴ –  تحلیلِ جرم شناختی :
امنیت و پیشگیری از جرم

۴.۱  –  امنیت به مثابه یِ عاملِ بازدارنده

در نظریه هایِ بازدارندگی ، امنیتِ ذهنی نقشی دوگانه دارد :

از یک سو ، احساسِ امنیتِ شهروندان ، مشارکتِ اجتماعی و نظارتِ غیررسمی را افزایش میدهد و از سوی دیگر ، ادراکِ مجرمان از  احتمالِ کشف شدن  را تقویت میکند .

۴.۲ –  ناامنی و بسترِ جرم
برعکس ، در شرایطِ نبودِ امنیت ،  همانگونه که در متنِ مبنا آمده ،  گسترشِ آسیبهایِ اجتماعی و افزایشِ جرم، هم نشانه و هم عاملِ تنزلِ امنیتِ اجتماعی است .
این چرخه یِ معیوب ، در نظریه یِ پنجره هایِ شکسته بخوبی تبیین شده است:

بی نظمیِ کوچک ، اگر کنترل نشود ، به بی نظمیِ بزرگ و در نهایت جرم می انجامد .

۴.۳ –  پلیس و امنیتِ ذهنی
از منظرِ پلیسی ، مأموریتِ پلیس صرفاً  کاهشِ جرم  نیست ؛ بلکه افزایشِ احساسِ امنیت نیز هست .
حضورِ محسوسِ پلیس ، حتی اگر نرخِ جرم را تغییر ندهد ، میتواند احساسِ امنیت را ارتقا دهد — چراکه به شهروندان  قابلیتِ پیش بینی و  کنترل  را بازمی گرداند .

۵ – نتیجه گیری

امنیت ، بعنوانِ نخستین شرطِ تداومِ زندگی و همزیستی ، پیش از آنکه یک واقعیتِ عینی باشد ، یک واقعیتِ ذهنی است ،  این نگاه، پیامدهایِ عملیِ مهمی دارد :

۱-  سیاستگذاریِ اجتماعی باید علاوه بر کاهشِ جرم ، بر  ادراکِ شهروندان از امنیت متمرکز شود .
۲-  نهادهایِ پلیسی باید احساسِ امنیت را به مثابه یِ یک شاخصِ عملکردی در نظر بگیرند .
۳-  رفاهِ اجتماعی بدونِ احساسِ امنیت ، ناقص است ؛ چراکه امنیتِ ذهنی ، زیربنایِ اعتماد ، مشارکت و توسعه است .
در نهایت ، میتوان گفت که امنیتِ ذهنی ، نه یک امتیاز بلکه یک استحقاقِ طبیعی و شرطِ بنیادینِ رشد و تعالی  از سطحِ فردی تا فراملی  است .

– منابعِ پیشنهادی
–  مازلو، آبراهام«انگیزش و شخصیت »
–  نظریه یِ پنجره هایِ شکسته (ویلسون و کلینگ)
–  ادبیاتِ جرم شناسیِ بازدارندگی و پیشگیریِ وضعی…

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true