false
false
false
false
false
false
false
false
false
✍️یادداشت/سجاد احمدیزاده( مدرس دانشگاه و دهیار سابق روستای شیخمحله)

گیل رخ/ورزش در روستاهای گیلان، ظرفیتی عظیم، پویا و همراستا با نشاط اجتماعی است. ظرفیتی که در سالهای گذشته، بر اثر تمرکز بیش از اندازه بر پروژههای عمرانی نیمهتمام و فاقد پیوست بهرهبرداری، تا حد زیادی هدر رفته است. الگوی غالب در مدیریت ورزشی استان، عمدتاً بر ساخت سوله و سالنهای ورزشی چند منظوره استوار بوده اما این فضاها در بسیاری از نقاط، به دلیل نبود برنامه نگهداری، کمبود نیروی متخصص، هزینههای جاری و ضعف در سازماندهی فعالیتها، بلااستفاده مانده یا در معرض فرسودگی قرار گرفتهاند.
این سختافزارگراییِ ، میان نیازهای واقعی جوانان روستایی و سیاستهای کلان دستگاههای متولی فاصله ایجاد کرده است. ساخت یک سالن، بهتنهایی به معنای توسعه ورزش نیست همانگونه که احداث یک ساختمان فرهنگی، بدون برنامه، نیروی انسانی و مشارکت اجتماعی، الزاماً به تولید فرهنگ منجر نمیشود. ورزش روستایی زمانی اثرگذار خواهد بود که از سطح پروژه عمرانی فراتر رود و به بخشی از نظام حکمرانی اجتماعی و برنامه توسعه محلی تبدیل شود.
ورزش در زیستبوم گیلان باید با جغرافیای منحصربهفرد این استان، یعنی دشتها، جنگلها، کوهپایهها، رودخانهها، آببندانها و تالابها، پیوند بخورد. دهیاریهای گیلان میتوانند به جای اصرار بر پروژههای ساختمانی پرهزینه، بر توسعه ورزشهای همگانی، بومی و طبیعی تمرکز کنند. احیای گودهای کشتی گیلهمردی، برگزاری لیگهای فصلی فوتبال محلی، توسعه بازیهای بومی، برنامهریزی برای پیادهروی و دوچرخهسواری و، با رعایت الزامات ایمنی و زیستمحیطی، برگزاری فعالیتهای قایقرانی در ظرفیتهای مناسب آبی، میتواند با هزینهای کمتر، مشارکت عمومی بیشتری ایجاد کند.
چنین رویکردی، افزون بر تناسب با جغرافیا و فرهنگ گیلان، از ظرفیتهای موجود در روستا استفاده میکند و ورزش را از وابستگی کامل به ساختوسازهای جدید رها میسازد. در این مدل، میدان روستا، فضای سبز، مسیرهای طبیعی، مدارس، اماکن عمومی و فضاهای محلی میتوانند در قالب برنامهای منسجم، به عرصه فعالیتهای ورزشی و اجتماعی تبدیل شوند.
چالش اصلی، نبود یک نظام مدیریت ورزشی تعریفشده در سطح محلی است. ورزش نباید یک فعالیت فوقبرنامه یا اولویتی دستچندم تلقی شود. دهیار میتواند در جایگاه تسهیلگر اجتماعی، با همکاری شورای اسلامی روستا، معتمدان، جوانان، مربیان، مدارس، خیرین و بخش خصوصی، برای ورزش روستا برنامه عملیاتی داشته باشد . برنامهای که از شناسایی استعداد های محلی آغاز شود و تا تأمین فضا، جذب مربی، تقویم مسابقات و ارزیابی مستمر ادامه یابد.
البته این نقش به معنای انتقال وظایف تخصصی دستگاههای ورزشی به دهیاری نیست. دهیاری باید هماهنگکننده و تسهیل گر باشد، نه جایگزین اداره ورزش و جوانان یا متولی امور تخصصی مربیگری و قهرمانپروری. تحقق این نقش، نیازمند تقسیم روشن مسئولیتها، حمایت فنی دستگاههای متولی و پیشبینی منابع مالی پایدار است.
ورزش در روستاهای گیلان، فراتر از سرگرمی، میتواند چسب اجتماعی و بستری برای بازسازی اعتماد و مشارکت عمومی باشد. در شرایطی که بیکاری، کاهش امید به آینده، مهاجرت جوانان و گسترش انزوا، سرمایه اجتماعی روستاها را تهدید میکند، فعالیتهای ورزشی منظم میتواند به سلامت عمومی، ارتباط میان نسلها، کشف استعدادها و کاهش برخی آسیبهای اجتماعی کمک کند. تیم محلی، مسابقه روستایی و فعالیت گروهی، صرفاً برنامهای ورزشی نیست . فرصتی برای دیدن یکدیگر، گفتوگو، همکاری و تجربه تعلق جمعی است.
حکمرانی اجتماعی در روستا، تنها با ساختوساز و اجرای پروژههای عمرانی شکل نمیگیرد. جامعه زمانی فعال میشود که مردم در طراحی و اجرای برنامهها سهم داشته باشند و امکانات موجود، در خدمت نیازهای واقعی آنان قرار گیرد؛ از این منظر، ورزش میتواند یکی از ابزارهای کمهزینه و مؤثر برای فعالسازی جامعه محلی باشد مشروط بر آنکه از نگاه پروژهمحور فاصله بگیریم و به برنامهمحوری، مشارکتجویی و بهرهبرداری پایدار روی آوریم.
اکنون زمان آن رسیده است که نگاه مدیریتی خود را به سوی فعالسازی جامعه محلی تغییر دهیم. آینده ورزش روستایی گیلان، نه در تعداد سالنهای ساختهشده، بلکه در میزان استفاده مردم از فضاهای ورزشی، مشارکت جوانان، شکوفایی استعداد های بومی و تقویت پیوندهای اجتماعی روستاها سنجیده خواهد شد.
false
false
false
false





























