سوالات مطرح شده به قرار زیر است؛ ۱_ نظرتان را در خصوص عملکرد سالاری در مدت زمان فعالیت شان بعنوان استاندار گیلان بیان کنید ۲_ با توجه به شرایط فعلی استان گیلان، استاندار بعدی باید از گزینه های بومی باشد یا غیربومی؟ ۳_ وابستگی های سیاسی و جناحی برخی گزینه های مدنظر برای استانداری آیا نمی تواند باعث انشقاق بین گروه های مختلف سیاسی استان گردد؟ ۴_ اکنون چند گزینه برای استانداری گیلان مطرح گردیده است. نظر شما بیشتر به کدام نفر است؟ ۵_ مهم ترین چالش های پیشرو برای استاندار بعدی را چه می دانید؟
کمال لشگری فعال اصلاح طلب و دبیر حزب مردم سالاری گیلان به سوالات فوق اینگونه پاسخ داد؛
با سلام….
دکتر سالاری یک استاندار غیر بومی بودند ولی از خودشان عملکرد بسیار خوبی به یادگار گذاشتند…
سال گذشته با خشکسالی که داشتیم کسی انتظار نداشت که ما در گیلان در بحث کشاورزی با هیچگونه مشکلی مواجه نشویم.. در حالیکه خوشه ای محصولات کشاورزان در معرض خطر خشکسالی قرار نگرفت….
در بحث بوم گردی با اینکه خیلی کار شکنی شد خوشبختانه ایشان با قدرت تمام مقاومت کردند و هر روز شاهد سفر بیشتر مسافران به استانمان بودیم.. دربحث شیوه نامه اب بندانها و رودخانه ها، طرح گیل پارک و طرح هزار روستا و هزار پارک از شاهکارهای ایشان بود…
توجه ویژه جناب اقای دکتر سالاری به بانوان و جوانان در نوع خود بی نظیر بود..
در دوران استانداری ایشان شاهد توجه ویژه به احزاب بودیم و انتظار ما از استاندار آینده هم اینست که این برنامه های خوب دنبال شود. اعتقاد دارم دکتر سالاری با وجود غیربومی بودن، نمره قبولی در مدت فعالیت خود گرفتند.
باید عنوان دارم تاریخ گیلان نشان داده است که غیر بومی ها توانسته اند بهتر از بومی ها عمل نمایند. شاید عمده دلیل آن این باشد که افراد غیربومی کمتر به رابطه ها توجه دارند و کار خود را بر مبنای ضوابط پیش می برند.
ما در عصری زندگی میکنیم که علم و دانش دنیا را در نوردیده است.. در عصر نانو و عصر اینترنت حاضر هستیم.
امروز در دنیا و در کشورهای پیشرفته و حتی در کشور عزیزمان شاهد کشفیاتی هستیم که امراض لاعلاج را هم مداوا میکنند…
زمانیکه جنگ تحمیلی بر علیه کشورمان آغاز شد و بعضی از شهرها توسط عراق به تصرف در آمد، در همه استانها برای عقب راندن دشمن و باز پس گیری سرزمین مان به جبهه ها شتافتیم و اگر قرار بود میگفتیم چون ما در استان گیلان هستیم و خرمشهر با ما خیلی فاصله دارد باید شاهد آن بودیم که این شهر هنوز در تصرف بیگانگان بود..
خیلی از گیلانی ها اکنون در استانهای دیگر پست مدیریتی و اجرایی دارند. پس با نگاه صرف بومی باید آنها هم پست های شان را در آن استان ها رها سازند و بر گردند به استانشان…
در این زمان و در عصری که قرار داریم زدن چنین حرفی که قطعا باید استاندار بومی باشد، زیبنده یک فعال سیاسی نیست…. چه فرقی دارد مدیر سالم بومی باشد یا غیر بومی..
اعتقاد دارم یک استاندار خوب هم باید سیاسی باشد وهم اقتصادی. در دنیای کنونی سیاست بدون اقتصاد معنی ندارد و این دو مکمل همدیگر هستند. برای ما هیچ فرقی ندارد که استاندار گیلانی باشد یا غیر گیلانی… فقط دلش بحال استان بسوزد و برنامه خوب و مدون داشته باشد.
بنده معتقدم که استاندار باید دارای برنامه و هدف باشد و در شرایط بد اقتصادی که در آن قرار داریم و مردم برای بدست آوردن یک لقمه نان چه مشقتهایی را متحمل میشوند، اقتصاد این استان رامتحول کند و سعی نماید که هرکسی و یا هر مدیری سرجای خودش باشد… قطعا بنده موافقم که حامی دولت واصلاح طلب باشد… چون اصلاح طلبان دارای برنامه و هدف هستند و به احزاب و سیاسیون هم توجه ویژه دارند… از مشورت و برنامه احزاب شناسنامه دار هم استفاده نماید.
کشور بخاطر تحریم های جهانی در شرایط بسیار حساسی قرار دارد. استاندار جدید با مشورت احزاب قانونی بعنوان مشاوران خود میتواند استان را از بحران پیش آمده که اکثر صنایع و کارخانه ها در ورطه نابودی هستند را احیا نموده و روز بروز شاهد پیشرفت استانمان باشیم. مهم ترین چالش پیشروی استاندار آتی حل مسائل اقتصادی و معیشتی مردم گیلان خواهد بود. حال هر کس که توانایی انجام این کار را داشته باشد و تعامل خوبی نیز برقرار نماید چه بومی و یا غیربومی ما بعنوان یک شهروند و البته یک حزب شناسنامه دار از آن حمایت خواهیم نمود.
کمال لشگری



























