false
false
false
false
false
false
false
false
false

هاتفخبر – محمد عینالهزاده- نتایج کنکور امسال همچون سالهای گذشته بیانگر مردودی سیستم ناکارآمد نظام آموزشی کشور بود. نگاهی به تعداد شرکتکنندگان کنکور که رقم حدود ۱/۲۰۰/۰۰۰ نفر بوده و از این میان ۴۰ نفر برتر قبول شدگان رشتههای مختلف تنها سه نفر از مدارس دولتی بودهاند و از این سه نفر دو نفر داوطلب از هنرستان هنرهای زیبای اصفهان بودند؛ مدرسهای که شرایط تحصیلی در آن نسبت به دیگر مدارس دولتی خاص است. این نتایج تاسفبار لازمه کندوکاو در امور آموزشی کشور را صد چندان مینماید. بیان این واقعیت تلخ یعنی اینکه خانوادهها نباید انتظار هیچ معجزهای را از این سیستم معیوب آموزشی کشور داشته باشند.
قبولی تنها سه نفر از بین ۴۰ نفر رتبههای برتر یعنی فقط هشت درصد قبولشدگان رتبههای برتر از مدارس دولتی بودند و اگر بخواهیم بهتر بگوییم از حدود ۸۵ درصد دانشآموزانی که در مدارس دولتی تحصیل میکنند سهمشان از رتبههای برتر و رتبههای زیر ۳۰۰۰ حدود ۲/۵ درصد است. این آمار و ارقام نتیجهاش سرخوردگی، تحقیر و آسیبپذیری فرزندان بیتقصیر ما خواهد شد و اکثر خانوادهها چون در جریان هزار توی در هم تنیده و معیوب نظام آموزشی کشور نیستند فرزندان خود را به قصور و کوتاهی در درس خواندن متهم میکنند و دانشآموزان مظلوم ما هم نتیجه نامطلوب آزمون کنکور را بدشانسی و بداقبالی خودشان میدانند، در صورتی که حقیقت ماجرا چیز دیگری است، در چهل وپنجاه سال پیش و حتی بیشتر اکثر سوالات آزمون از کتابهای درسی دوره دبیرستان(متوسطه دوم)توسط دبیران همین مقطع تحصیلی طراحی میشد اما امروز سوالات کنکور اکثراً خارج از کتاب و دارای غلطهای فراوان توسط اساتید هیات علمی دانشگاهها که بعضاً جز سرمایهگذاران کلاسهای کنکور و فروشندگان کتابهای آزمون هستندطراحی میشوند و دانشآموزان مناطق محروم و روستاها و فرزندان افراد با بنیه مالی ضعیف هرگز نمیتوانند هزینه میلیونی کلاسهای کنکور را بپردازند و در سر جلسه آزمون با طوماری از سوالات پیچیده و مدت زمان محدود نسبت به تعداد سوالات مواجه میگردند. دستپاچگی، دلهره و اضطراب از همان توانایی اندک آنها خواهد کاست دانشآموزانی که در دوره تحصیلات جزو رتبهها برتر کلاس و مدرسهشان بودند در آزمون کنکور دارای رتبهها سه رقمی و چهار رقمی و بیشتر میشوند یک راهکار ساده این است که دبیران و مدیران مدارس مخصوصاً مناطق محروم همت به خرج دهند و تا قبل از شروع آزمون کنکور چند تا آزمون از سوالات کنکور سنوات گذشته که به راحتی در دسترس است را تهیه نموده و از دانشآموزان دیپلم مدرسه امتحان بگیرند و البته هزینه چاپ سوالات و پاسخنامهها را از دانشآموزان و یا از سرانه مدرسه و یا کمکهای مردمی انجمن اولیا و مربیان دریافت نمایند تا دانشآموزان حداقل با نحوه سوالات و چگونگی تست زدن و تنظیم وقت آشنا شوند. به باور نگارنده این سطور با همین کار ساده حتماً نتایج کنکور به نفع دانشآموزان مدارس دولتی تغییر خواهد کرد. یقیناً همه کسانی که در آزمون کنکور شانس بیشتری در کسب رتبههای برتر دارند نخبهتر از دیگران نیستند بلکه اکثر آنها در کلاسهای خصوصی و تقویتی ماهها و حتی سالها شرکت نمودهاند و با فن تستزنی آشنایی کامل دارند و در حقیقت تستزن ماهری هستند و به همین دلیل شانس قبولیشان از دیگر دانشآموزان بیشتر است.

وجود مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی و غیرانتفاعی با توجه به اینکه کمتر از ۱۵ درصد جمعیت دانشآموزان را به خود اختصاص داده اند اما بالایی ۹۰ درصد نفرات برتر دانشگاهها را از آن خود کرده اند. وجود همچنین مدارس سمپاد ظلمی است در حق دانشآموزان و زیر سوال بردن «عدالت آموزش»کشور.
مدارس دولتی از کمترین امکانات آموزشی برخوردار هستند و ۶۰ درصد معلمان با رشته تحصیلی خود در مدارس تدریس نمیکنند بلکه با نیازمندیهای اداره آموزش و پرورش به تدریس مشغول هستند.
امروزه در هیچ کشور توسعهیافتهای آموزش طبقاتی وجود ندارد تلاش برای استقرار عدالت آموزشی منطبق بر برخورداری از امکانات و کیفیت آموزشی یکسان می باشد اگر قرار باشد که نظام آموزشی کشور پویا باشد، باید مدارس غیرانتفاعی و جداسازی دانشآموزان نخبه از دانشآموزان عادی پایان یابد. تحقیقات ثابت نموده است که دانشآموزان از یکدیگر بهتر یاد میگیرند و جداسازی نخبگان عملاً دانشآموزان را از یادگیری محروم میکند هر چند سیستم کنونی آموزشی و برگزاری آزمون کنکور که سالهاست در کشورهای پیشرفته منسوخ شده، نوعی نظام بردهداری است با این تفاوت که عملاً فرزندان محرومان از تحصیل محروم نمیشوند اما باسیاستهای نابهجا کاری میکنند که فرزندان تصمیمگیرندگان و ادارهکنندگان جامعه و صاحبان سرمایه از نظر علمی در اوج قرار گیرند.
در کوتاه سخن میتوان اذعان داشت که نتیجه کنکور بهترین شاخص برای بیان اینکه آموزش وپرورش ما نا کارآمد است و در بین کشورهای جهان آموزش و پرورش ما جزو کشورهای تقریباً آخر است.
مشکلات سد راه پذیرفتهشدن دانشآموزان برای قبولی دانشگاه مخصوصاً در رشتههای خوب فراوان است هر سال ما با شایعه فروش و لو رفتن سوالات آزمون مواجه هستیم که نتیجه پیگیریها هرگز اعلام نمیشود و یکی از اساسیترین مشکلات و حقکشیها علاوه بر مافیای کنکور بحث سهمیه دانشگاه برای افراد خاص است که بلای جان فرزندان این دیارشده، ظلمی که هیچ صاحب مقام و منصبی را یارای اعتراض به آن نیست سهمیه دانشگاهها علاوه بر اینکه ناعدالتی آشکار است و سرنوشت فرزندانمان را تغییر میدهد بلکه سطح علمی جامعه را تا حد نگرانکنندهای تنزل میدهد و البته پایان دادن به این ظلم به ناحق تحمیل شده بر جامعه رویا و آرزوی بیش نیست.
از فرار مغزها و رتبه اولیهای دانشگاهها هیچ نگوییم که عمق فاجعه ناگفته پیداست.
محمد عینالهزاده
false
false
false
false





























